در آن دلتنگی و ساعات بحرانی کجا بودی؟
نماز خوف می خواندیم ، روحانی کجا بودی؟
ندیدی هفت سین هایی که در امواج پژمردند
و در گِل خفته یاسین های گیلانی کجا بودی؟
اسیر آسمان بودیم و طوفانِ بداخلاقی
تو در تحویل سال نامسلمانی کجا بودی؟
تمام خاطراتِ قسطمان را با خودش می بُرد
سمندم رفت از / دروازه قرآنی / کجا بودی؟
و یارانِ تو می شستند در گردابِ تدبیرت
گناه خویش با صابون نادانی کجا بودی؟
برچسب:
نویسنده: سجاد حسینی